محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1580
مرآة البلدان ( فارسى )
نگارش اديب الملك [ در شرح حال حاجى على خان اعتماد السلطنه ] « تاريخ رحلت مرحوم حاجى على خان اعتماد السلطنه غفر الله له يوم - جمعه سلخ ربيع الاول سنهء 1285 مطابق سال لوىئيل دو ساعت از دسته گذشته است كه در قريهء جماران شميران در خانهء جناب آقا سيد محمد باقر - جمارانى به عالم باقى پيوسته و از سن ايشان شصت و سه سال گذشته بود . سلسلهء احفاد آن مرحوم على بن حسين بن محمد رسول بن عبد الله ابن جعفر است كه جعفر از هفت پشت واسطه به بردىبگ بن اوزبك خان ابن جوجى خان مغول مىرسد و تفصيل احوالات جوجى خان از قرارى است كه در كتاب روضة الصفا و حبيب السير و غيره مسطور است . اما اينكه چگونه شد كه در مراغه متوطن گرديده و معروف به مراغهاى هستند : در سنهء هفتصد و پنجاه و هشت بردى بيك كه مردى مسلمان و موحد بود به حكومت تبريز نايل و در همان سال نيز پدرش كه به حكومت قبچاق برقرار بود از اين عالم رحلت نموده رو به عالم باقى آورده بردى بيك به مقام پدر مراجعت كرده و در همانجا بساط حكمرانى گسترد و همين حكومت بردى بيگ در تبريز اسباب اين شد كه علاقه در آنجا به هم بسته و اولادش درآن ولايت متوقف گشتند و تا زمان جعفر خان كه هفتپشت واسطه به بردى بيك مىرسد در تبريز متوطن بودند . اوقاتى كه سلطان سليم سلطان عثمانى لشكر به حدود آذربايجان كشيد و شاه اسماعيل صفوى نيز در اواجق و چالدران به محاربهء او رسيد و شكستى عظيم خورده برگرديد ، از آن شكست چالدران ، وحشتى بىپايان در حال اهالى آذربايجان به هم رسيد . هركس را قدرت حركت بود به جانب عراق فرار نمود و آن كس كه قدرت نداشت در كمال تزلزل بماند ، از جمله جعفر خان راه دارالسلطنهء قزوين پيموده در همانجا توطن اختيار نموده تا در اوايل جلوس نادرشاه درآن سامان قحط و غلائى بىپايان به هم رسيد . محمد خان پسر جعفر خان را طاقت زيست نماند ، با كمال استيصال خود را به مراغه كشاند و درآن حدود آرميد . چندى نگذشت كه فقر و استيصال به غنى و كثرت مال مبدل گرديد .